
سوره بودي و تسبيح دست من بودي
هجا هجا شدي و دانه دانه ات كردند
به روي پيكر تو پاي هركس وا شد
زره نداشتن را بهانه ات كردند ...
پ ن 1: یا اَبَتِ اَلْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنی وَ ثِقْلُ الْحَدیدِ قَدْ اَجْحَدَنی فَهَلْ إِلَى شَرْبَةٍ مِنَ الْمَاءِ سَبِيلٌ ؟
پ ن 2: و مردی پیش او آمد نامش مُرّة بن منقذ، از پس وی اندر آمد و شمشیری بزدش و او را بیفگند. جمعی گرد وی اندر آمدند و او را پاره پاره کردند. چون حسین آن را بدید بگریست به آواز بلند، و هیچکس تا آن وقت آواز حسین نشنیده بود. و زینب از خیمه بیرون آمد و خویشتن را بر علی افگند و خروش برخاست.
پ ن 3: جوانان بني هاشم بياييد
علي را بر در خيمه رسانيد
خدا داند كه من طاقت ندارم
علي را بر در خيمه رسانم
بگوييد مادرش ليلا بيايد
تماشاي رخ اكبر نمايد...
برچسب: فقطعوه بسیوفهم اربا اربا,
نویسنده: پویا رضوانی